خدایا شکرت

باز هم مدتی نبودم ولی این سری نبودنم از تنبلی نبود...از مشغول بودن بیش از حدم بود...بحث دفاع از پایان نامه که خودش واقعا رمقی واسه آدم نمیذاره، به اضافه فرستادن پدر و مادر به زیارت خانه خدا و بعد جمع و جور کردن مراسم استقبال با همون تشکیلاتی که (خوشبختانه و هزار بار خوشبختانه) تو شهرستان همیشه جاریه و امیدوارم این دور هم جمع شدن ها بیشتر از این هم باشه...به هر حال

همه اتفاقا به سلامتی پیش اومد و گذشت و من کارای تسویه حسابم رو شروع کردم...

الان بیشترین دغدغم سربازی تو امریه یه ارگان مربوط به رشتمه که امیدوارم جور بشه...

نمیشه که همیشه از غصه ها و دغدغه ها نوشت...اینبار همه اتفاقای خوب رو نوشتم که شما هم در شادمانی من شریک باشید...

دوستدار همتون

بید مجنون

/ 3 نظر / 10 بازدید
مامان سارا

سلام دوست عزیزم النا تو مسابقه نی نی شکمو شرکت کرده ممنون میشم اگه امکانش بود بهش رای بدید،کد 138 به شماره 20008080200 پیامک کنید.متشکرم (elenanaz.niniweblog.com) [گل][گل] خوشحال میشم به وب ما هم سر بزنید[گل]

شیخ نهایی

درود شعرت را نگه میدارم با تغییراتی تا 22 مرداد

آتی

http://www.iseebaldpeople.com/images/bald%20kid.jpg خخخخخخ